محمد مهدى ملايرى

9

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نشده بود ، از نو مساحت كند و به نسبت تغييراتى كه در آن‌ها حاصل شده بود در خراج آن‌ها تجديدنظر نمايد . « 1 » گذشته از اين اثر آنى و فورى ، يك اثر پايدار و اساسى هم بر اين اقدام مترتب گرديد و آن اين بود كه نظام ديوانى ايران را كه از نظام‌هاى پيش‌رفته و معروف آن روزگار و نتيجهء قرن‌ها علم و تجربهء وزيران فرزانه و آگاه و دبيران كارآزموده بود ، به صورت پشتوانه‌اى استوار و الگويى نمونه براى دولت نوپاى خلفا - كه در گذشتهء عربى خود چنان الگويى نداشتند - درآورد ؛ آن‌چنان‌كه پس از آن تاريخ هم به همان نسبت كه دولت خلفا توسعه مىيافت و بر نيازهاى آن افزوده مىشد ، بهره‌گيرى از آن پشتوانه هم بيشتر و گسترده‌تر مىگرديد . و با پيشرفت آگاهى خلفا به آيين كشوردارى و رازورمز فرمانروايى نظر اعجاب آنان هم به آيين كشوردارى ايرانيان ، كه آن را نظامى فراگير و شامل همهء بايسته‌ها مىشمردند ، فزونى مىيافت . از دورهء خلفاى عباسى بگذريم كه در دوران شكوفايى دولت آنان وزيران ايرانى ادارهء آن را برعهده داشتند ، و برخى از همان خلفا پيروى از آن آيين را وجههء همت خود داشتند و عدول از آن را جايز نمىشمردند « 2 » ، اين نظر ستايش‌آميز را حتّى در امويان هم كه دل‌خوشى از ايرانيان نداشتند مىتوان ديد . وقتى خالد بن عبد اللّه قسرى كه از سوى هشام بن عبد الملك خليفهء اموى كارگزار او در عراق بود از خليفه اجازه مىخواست تا پلى بر روى دجله - در جايى كه مناسب تشخيص داده بودند - بسازد ، هشام به او نوشت اگر اين كار شدنى بود ايرانىها كرده بودند . و چون خالد اصرار ورزيد هشام به اين شرط با او موافقت كرد كه اگر اين كار درست از آب درنيامد زيان آن را خود برعهده گيرد . خالد هم با هزينه‌اى سنگين آن را ساخت و چون ديرى نپاييد كه طغيان آب آن را ويران ساخت ، هشام هم به عنوان جريمه تمام هزينهء

--> ( 1 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 330 ( 2 ) - نمونهء آن را در تغيير موسم نوروز در خلافت المتوكل و المعتضد ، و ايجاد نوروز معتضدى كه ابوريحان به تفصيل آورده مىتوان ديد . الآثار الباقيه ، ص 31 و 32